طراحی سایت
تاريخ انتشار: 06 فروردين 1398 - 20:18
داریوش محبی:

دات نیوز؛  بر هم زدن ساختار طبیعی رهاوردش ویرانگری و خشم طبیعت است و هرکجا دست و پای انسان رسیده بدنبالش بلاها آمده است .

طبیعت، حقانیت و مظلومیت کنشگران محیط زیست را فریاد زد

به گزارش دات نیوز، داریوش محبی از استان بوشهر از جمله افرادی ست که در زمینه محیط زیست فعالیت میکند و پیامهای روزانه ی محیط زیستی ایشان در فضای مجازی منتشر می شود. ایشان نظراتش را پیرامون سیل های اخیر چنین بیان کرد:

 

به نام فروریزنده باران

 

این فریاد طبیعت است، از خشم طبیعت بهراسید.

طبیعت، حقانیت و مظلومیت کنشگران محیط زیست را فریاد زد،

اگر گوش شنوایی نباشد،

باید برای خشم طبیعت مهیا شویم...

 

 سال نو خورشیدی با اثبات حقانیت کنشگران محیط زیست آغاز گشت ، هر چند به قیمت بی مهری طبیعت بر هم میهنامان شد اما باید بپذیریم که آنچه در خطه سرسبز شمال و جنگل های چند میلیون ساله هیرکانی شاهد هستیم و آنجه که شیراز شهر گل و بلبل را در موسم بهار نارنج به سوگ نشاند و در غرب و جنوب غرب و دیگر جاهای میهن عزیزمان به گونه هایی دیگر رخ نمایان نمود، خشم طبیعت نیست بلکه تاوان نابخردی و نگاه سوداگری دولتها و مجلس است که باید طبیعت و زیستمندانش بپردازند!

سالهاست که علاقه مندان به طبیعت و کنشگران زیست محیطی گفتند و نوشتند و هشدار دادند اما گوش شنوایی نبود و  دهانشان بستند، قلمهاشان شکستند، قدمهاشان بریدند و دربندشان کردند! 

اگر تمامی دولتمردان و دست اندرکاران منابع طبیعی و محیط زیست کشور تنها و تنها به اندازه یک کنشگر محیط زیست دلسوزی و علاقه مندی داشتند امروز چنین سنگین تاوان نمی دادیم. 

 ای کاش امروز دولتمردان و متولیان امر را دربند می کردند و زمام امور طبیعت و محیط زیست را به اهلش میدادند تا دیگر چنین فجایعی تلخ را نبینیم.

 بر هم زدن ساختار طبیعی رهاوردش ویرانگری و خشم طبیعت است و هرکجا دست و پای انسان رسیده بدنبالش بلاها آمده است .

 قانون شکنان و رانت خواران، زمین خواران و دریا خوران و کوه خواران، اختاپوسانی هستند که جز برغارت این ملک نمی اندیشند و اندوه مندی اینجاست که تیغ شان براتر و سخنشان گیراتر و حکمشان رواتر است!

قانونگزار که حسب میل ایشان قانون گزاری می کند،

مجری قانون که تحت اوامر و فرامین ایشان است،

بازرسین و ضابطین دستگاه قضا هم که همراه و همدل اند...

در این میان آنچه صاحب ندارد منابع طبیعی و محیط زیست است.

در دهه های گذشته به بهانه های مختلف به طبیعت دست درازی و بر ساختارش دست اندازی کردند و چپاولگرانه بر طبیعت تاختند و روز به روز رنجورترش ساختند . چرخه طبیعت از آغاز خلقت تا این روزگار همواره با خود مراقبتی از هستی خویش پاسداری کرده تا اینکه بشر سیری ناپذیر قانون طبیعت را بر هم زد و زیرپا گذاشت.

رودخانه ها را بی خانه کردند،

خانه ها بر حریم رودخانه ها ساختند و رودها برای رفتن به خانه، خانه ها را ویران کردند و راه خویش گشودند.

سالها خشکسالی و بی آبی کشیدیم و گفتند دیگر از باران خبری نیست، 

راه آبها و مسیل ها را بستند،

دره های فصلی را پر کردند و بر رویش بناها ساختند،

گمان کردند سیل و روان آبها بسان ما آدمی زاد به بی راهه و  کژ راهه می رود،

راهش را سد کردند و پر کردند و تغییر مسیرش دادند

اما او برای به مسیر و راه خود رفتن نیازی به مجوز تغییر کاربری نداشت که برایش صادر شود تا بیاید!

آب مجوز الهی دارد با قدمتی به درازای تاریخ گیتی

می آید و راه خودش را پیدا می کند و به راه خویش می رود .

از باران و سیل و روان آبها گلایه مند که نیستیم هیچ، سپاسگزار هم هستیم اما از متولیان امر نه تنها گلایه مند که شکایت ها داریم...

برای نمونه بگویم

در سه دهه گذشته 115 هزار هکتار از مراتع شمال استان گلستان بطور کامل از بین رفته اند (سالانه 3800 هکتار) و در چهار دهه گذشته 126 هزار هکتار ازجنگلهای گلستان (یک چهارم جنگل های این استان) از بین رفته اند یعنی سالانه حدود 3600 هکتار (البته این آمار مربوط به تبدیل جنگل به غیر جنگل است و مواردی مانند بهره برداری جنگل را شامل نمی شود) و این در حالی است که برای جنگل بیش از 4000 فایده شمرده اند که یکی از این فواید تولید چوب است که ما برای دستیابی به آن جنگل ها را بیابان کرده ایم و ارزش مرتع چندین برابر جنگل است که کمترین آن تأمین علوفه است و با حسرت باید بلند بلند خواند: وای، این نامردمان جنگل را بیابان می کنند

 

وقتی بر طبیعت زیبا و بی مانند گلستان چنین بی رحمانه بتازند آیا پاسخ طبیعت باید جز این باشد که امروز می نگریم؟ به خدا سوگند طبیعت و خالقش بر ما رحم کردند و این تلنگری بیش نیست و مبادا روزی طبیعت بر ما خشمگین شود که دیگر نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان!

   چند روز گذشته خبرهای بی شماری از گرفتاری هم میهنانمان در سیلاب از چهار گوشه کشور را دیدیم و شنیدیم و بسیار اندوهگین گشتم و بر روزهای رفته و بی درایتی مسئولان تاسف ها خوردم و اما آنچه بیش و پیش از هر خبری دلم را به درد آورد خبر برکناری استاندار گیلان بدلیل عدم مدیریت بحران بود . اینکه یک مدیر یا مسیول در هر رده ای و منصبی که باشد بدلیل ناکارآمدی توبیخ و برکنار شود امری پسندیده است و امیدوارم روزی برسد که این مهم در جامعه ما نهادینه شود اما بر این باورم که این برکناری جز پاک کردن صورت مساله و فرار رو به جلوی دولت نیست. این برکناری اگر براستی بدلیل ناکارآمدی استاندار گلستان بوده است نخست حکایت از ناکارآمدی دولت محترم در چینش و گزینش مدیران لایق است و شایسته سالاری در دستور کار دولت نبوده و نیست . چرا مدیر ارشد ناکارآمد را سالها سکاندار مدیریت آن استان کرده اید ؟ چرا صرفا به برکناری اش بسنده می کنید؟ اگر عدم مدیریت بحران و ناتوانی ایشان سبب تشدید بحران و بروز خسارات بیشتر گردیده که مستوجب برکناری است پس باید میزان خسارتی که از سوءمدیریت و بی درایتی استاندار گلستان بر جان و مال هم میهنان مان وارد شده را محاسبه و ایشان را به دست قانون بسپرید نه اینکه تنها با یک برکناری و رفتارهای عوام فریبانه در پی پاک کردن صورت مساله و عدم پاسخگویی جنابتان و دولت محترم باشید .

جناب جهانگیری آنکه امروز باید برکنار شود شخص جنابعالی و هیات دولت هستید که نتوانسته اید مدیریت کارآمدی داشته باشید و روز به روز بر فلاکت مردم افزون کردید . چرا سالانه برای بحران ها ، هزاران میلیارد تومان هزینه می کنید اما برای پیشگیری از بحران خیر؟ اگر یک چهارم هزینه کردها برای مدیریت بحران را صرف پیشگیری از بحران می کردید امروز گرفتار این بلاها نبودیم.

آیا هرگز با خود اندیشه کردید که دلیل بروز این سیل بنیان برافکن چه بود؟ آیا قدری به این نکته توجه کردید که این سیل رهاورد دست اندازی ها و تخریب هایی است که دولتها در این خطه کرده اند؟ آنچه بر گلستان رفته رهاورد یک استاندار به تنهایی نبوده است که امروز با برکناری اش کارها بسامان شود گرچه ایمان دارم که وی را در منصبی بهتر خواهید گماشت! آیا طرح های اجرا شده و در دست اجرا ارزیابی های پیامدهای زیست محیطی حقیقی به پیوست دارد یا صرفا دستوری و فرمایشی است و اگر مدیری مخالفت کرد عزلش می کنید مانند طرح انتقال آب خزر به سمنان؟ دولت تدبیر و امید با شعارهای محیط زیستی آمد و خود را دولت محیط زیستی خواند اما رهاوردش شده طرح انتقال اب خزر به زادگاه رییس دولت، انتقال اب ارس به شبستر و انتقال آب خلیج تا ابد پارس و دریای عمان به مرکز و شرق و شمال شرقی کشور با پیامدهای ناگوار زیست محیطی ! آیا براستی از علوم منابع طبیعی و محیط زیست آگاهی و شناختی دارید؟

لازم است به عنوان یک دانش آموز محیط زیست و منابع طبیعی مواردی را خدمتتان بیان دارم : 

1- منابع طبیعی و محیط زیست را ازحالت تشریفاتی و دکوری و فرمایشی برون آرید و طرح وزارت محیط زیست و منابع طبیعی را به مجلس ببرید و برای تصویبش رایزنی کنید و بر صدر این وزارتخانه، دانشمندی چون دکتر محمد درویش را بگمارید تا نجات دهد طبیعت را .

2- احترام به طبیعت و سازگاری با قوانین طبیعت .  

3- حفظ و احیای مراتع و جنگلها.

4- لایروبی سدها و رودخانه ها.

5- راه آب ها و رودخانه های خشک و مسیل ها را بازگشایی و به حالت اولیه برگردانید.

6- رعایت حریم دره ها، رودخانه ها، مسیل ها و گذرگاه روان آب ها به گونه ای که هر بنایی در حریم است تخریب شود .

7- توسعه را براساس سند آمایش سرزمینی را بها و سرلوحه کارتان قرار دهید و بیش از این بر طرح های نابودگر محیط زیست مانند استقرار صنایع آب بر در کویر ایران اصرار نورزید.

8- آب خاکستری و تصفیه پساب های صنعتی و سیستم فاضلاب شهری را جایگزین طرح انتقال آب کنید .

9- وزیرجهاد کشاورزی که از مسببان و بانیان نابودی منابع آب کشور است آگاه سازید که افزایش سطح زیر کشت ، هنر و افتخار نیست ، افزایش بهره وری در سطح را اجرایی کنید.

10- سدسازی را پایان و تنفس جنگل را آغاز کنید.

 

طبیعت مهرگستر است و خشونت در قاموسش نمی گنجد و هر کجا نامهربانی می کند آمده تا به ما بياموزاند درس احترام به طبیعت را و اگر نیاموزیم سخت تاوان می گیرد و از نوروز امسال درس گیرید و بپایید مصداق این سخن نشوید که:

 

     آنکس که ناموخت از روزگار

     ناموزد او را هیج آموزگار

 

 

داریوش محبی

کنشگر محیط زیست

ششم فروردین ماه نود و هشت


نظرات کاربران
ایمانی 3 ماه قبل گفت:
احسنت و درود بر جناب محبی
دشتستاني 3 ماه قبل گفت:
افرين به داريوش خان حامي محيط زيست
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار

اخبار ورزشی

ایران و جهان